Free Web Hosting Provider - Web Hosting - E-commerce - High Speed Internet - Free Web Page
Search the Web

راز شاد زیستن و موفقیت

بهار اینجاست .....ببین

خط کشی بردار و بین بهار و زمستان خطی بکش و آنها را از هم جدا کن!خواهی دید که غیر ممکن است
شاید 29 اسفند را پایان عمر زمستان و اول فروردین را اول بهار بنامی
و ساعت تحویل سال را مرز جدایی بهار و زمستان بدانی اما همه این نادیدنها و دانستن ها برای
گل بنفشه که قبل از اول فروردین رد پای بهار را دیده بی معناست.هرگز نباید برای آمدن بهار منتظر عمو نوروز ماند چرا که اگر چنین کنیم روزی عمو نوروز را از ما خواهند گرفت وآن روز همه انتظار خواهند داشت که دیگر زمستان تمام نشود.حال آنکه بهار بی اعتنا به عمو نوروزها و همه آدم برفی ها می آید.حتی اگر زمستان با برفهایش همه عالم را سفید پوش کرده باشد وقتی بهار بیاید دیگر کسی برفهای روی زمین را از آن زمستان نخواهد دانست و آنها را جزئی از بهار خواهد دانست و نام برف بهاری را روی آن خواهد گذاشت
باید یاد بگیریم که تازگی، تحول و طراوت زمان خاصی نمی خواهد.باید یاد بگیریم که بهار، تابستان، پاییز و زمستان چهار الگوی زندگی است که هر یک از ما حق دارد در هر لحظه زندگی هر کدام را که بخواهد انتخاب کند.یک انسان می تواند برای تمام زندگی (صرف نظر از اینکه محیط اطرافش زمستانی باشد یا پاییزی)بهاری بودن را انتخاب کند .بهاری بیندیشد و بهار گونه عمل کند
بهار جای دوری نیست که مجبور باشی یکسال برای آمدنش صبر کنی .بهار همین جاست، در درون دل تو، ببین
 

 

بیایید در حال زندگی کنیم

میزان آرامش ذهن و کارایی فردی ما بر اساس میزان توانایی ما برای زیستن در لحظه حال مشخص می شود
صرف نظر از آنچه دیروز رخ داده است و آنچه فردا ممکن است اتفاق بیفتد حال جایی است که شما در آن ایستاده اید از این دیدگاه کلید شادی و خرسندی متمرکز ساختن ذهن بر لحظه حال است
یکی از نکات جالب درباره کودکان این است که آنها خود را تماما در حال و در همان لحظه غرق می کنند.
آنها کاملا در گیر فعالیت کنونی خود می شوند که این فعالیت می تواند تماشای یک سوسک،نقاشی کشیدن، ساختن یک قصر ماسه ای و یا هر چیز دیگر خیالی باشد
اما وقتی بزرگ می شویم هنر فکر کردن و نگران بودن همزمان را فرا می گیریم.به مشکلات گذشته و مسائل آینده اجازه می دهیم در زمان حال تجمع کنند
و بدین ترتیب حال را می بازیم.ما یاد می گیریم که لذائذ و شادی ها ی خود را به تعویق بیندازیم و همواره به امید آینده ای متفاوت بنشینیم
همیشه فکر می کنیم برای اینکه احساس خوشبختی کنیم هنوز ناقص هستیم و چیزی کم داریم که بدست آوردن آن زمان می برد و وقتی آن چیز را بدست آوردیم
تازه می فهمیم که چیزهایی از آن مهمتر هم وجود دارند که هنوز نداری
دانش آموز دبیرستانی با خود می گوید:وقتی دبیرستان را تمام کنم و مجبور نباشم تکلیفی انجام دهم آن وقت رندگش ایده آل خواهد بود
این دوران تمام می شود و حالا او تشخیص میدهد تا وقتی خانه مستقل نداشته باشد خوشبخت نیست
خانه را ترک می کند.وارد دانشگاه می شود و با خود می گوید:"وقتی مدرکم را بگیرم دیگر چیزی نمی خواهم"بعد از گرفتن مدرک در آرزوی شغل مناسب است
تا احساس خوشبختی کند.به هر ترتیب مشغول به کار می شود .اما...درست حدس زدید او باز هم نمی تواند خوشبخت باشد چون هنوز خیلی چیز ها کم دارد
با گذشت سالها او خوشبختی،شادی و آرامش ذهنی خود را مرتبا تا ازدواج کردن، تا خانه خریدن،تا داشتن کار بهتر،تا تمام شدن مدرسه بچه ها.تا ازدواج بچه ها و بالاخره تا باز نشستگی و....به تعویق می اندازد و قبل از آنکه مزه خوشبختی را بچشد از دنیا می رود
تمام لحظات حال صرف نقشه کشیدن برای آینده متفاوتی می شود که هرگز از راه نمیرسد و تمام لحظاتی که می توانسته شادتر ،آرامتر و مهربانتر زندگی کند
به خاطر مشغولیت ذهنی برای فردا از دست می دهد. آیا داستان زندگی شما هم از این نوع است؟آیا شما فردی را می شناسید که شاد زندگی کردن خود را
به آینده ای دوردست و خیالی مو کول کرده باشد؟برای شاد زندگی کردن باید مشغول و درگیر زمان حال شد
اما ما به جای آنکه از لحظات امروز زندگی خود لذت ببریم نقشه شادی های سفر سال آینده را می کشیم.زندگی در زمان حال بدین معناست که ما از هر کاری که در حال انجام آن هستیم به خاطر خود آن کار لذت ببریم نه اینکه صرفا به دنبال هدف نهایی آن باشیم
زیستن در زمان حال به معنی تعمیم آگاهی انسان برای دلپذیر ساختن لحظه جاری به جای دور انداختن آن است.حق انتخاب با ماست که لحظه به لحظه رندگی را واقعا زنده باشیم و اجازه لمس زندگی و تاثیر پذیرفتن از آن را به خود بدهیم یا ...؟
هرگاه در حال زندگی می کنیم ترس را از ذهن خود می رانیم. اساسا ترس مقوله ای است مربوط به حوادثی که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد
این ترس می تواند آنچنان فلج کننده باشد که انجام هر عمل سازنده ای را برای فرد نا ممکن بسازد اما شما فقط زمانی در معرض ترسهای شدید قرار میگیرید
که بی حرکت و منفعل باشید ودرست در همان لحظه ای که وارد عمل می شوید و واقعا کاری انجام می دهید ترسها فروکش می کنند. زندگی یعنی حرکت
کردن بدون ترس از آینده.بدون نگرانی از اینکه آیا این تلاش به پایان منصفانه منتهی می شود یا خیر.این نکته را فراموش نکنید که ما نمی توانیم "هیچ"را جانشین یک "چیز"کنیم.اگر نگرانی هایی در ذهن خود دارید مثلا شغلتان را از دست داده اید. در عشق شکست خورده اید.مشکلات مالی فشار می آورد و...کار ساده ای نیست که ذهنتان را از این نگرانی ها و احساسات بد خالی کنید و به آرامش برسید اما ساده ترین راه برای بهبود وضعیت روانی شما دست به عمل بردن،مشغول بودن و مشارکت است.مهم این است که از خودتان احساس رضایت کنیدو به عنوان یک انسان بتوانید توانایی ها،استعدادها و احساسات بالقوه خود را به فعلیت درآورید.کاری انجام دهید و حرکتی کنید زیرا با این حرکتها هر چند کوچک حداقل به خودتان ثابت می کنید که مشکلات نمی توانند اعتماد به نفس شما را بگیرند
پس راه زندگی را برای خود مسدود نکنید زیرا هنوز دریا زیباست و غروبش زیبا تر.شب زیباست و سپیده سحر زیبا تر

منبع:مجله موفقیت.
..
 

مطالب این صفحه هر ماه  یک بار تغییر می کند